X
تبلیغات
رایتل
گلشن غزل
سه‌شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1386
کم کاری

با تشکر از عزیزانی که آمدند به علت تیره بودن زمینه قرمز بد شد منم عاشق قرمزم دست خودم نیست بلوزام هم همه قرمزن اون قدیما هم تو یه پست نوشتم که همچین رنگ قرمز و انتخاب میکنم مثل این که بار اول میبینمش فعلا تیره نوشتم زمینه دل باز گذاشتم میدونین مامانم چی بهم گفت پاک حالم گرفته شدگفت تو که هیچ کار بلد نیستی تو این مایه ها گفت چون آشپزیت بده برای مهمونی من هیچ کار نکن فقط ظرف بشور  من و میگی همین فردا میرم کلاس آشپزی پیش خالم که بعدش با یک فسنجون یا خوراک فیله حال همه رو بگیرم به من میگن  هر کار بخوام میتونم بکنم . بچه ها خوابن یکیشون داره دندون در میاره اون یکی هم از صبح مهمونی بوده و غش کرده مسنجر  الان هیچ کس آن نیست حرفی هم واسه گفتن نیست رفیق رفیقهای قدیم با مرام اینا چین هر لحظه هوای دیگری دارن بی خیل . امشب میخوام غر بزنم بابا چرا به من گیر میدین هان میخوام عصبانی باشم میخوام غش غش بخندم من آدم بدی هستم حالا که چی نمیتونم یک خلقی رو راضی نگهدارم نمیتونم با وقار باشم سخته برام خانم بودن میخوام رو راست باشم این دنگ و فنگای زندگی این تعارفها اینا رم هیچ کدوم بلد نیستم این زیر آب زدن این سیاستها زرنگیها اصلا من این کاره نیستم  .آخی خالی شدم اگه کسی هم بعدا گیر داد نداد میخوام گلدون بخرم بزارم بالکن با صفا شه در ضمن همسایه روبرویی که خیلی هم آدم خوبیه من و نبینه راحت بیام برم

دوباره جمعه نزدیک شد هوای دشت پیدا شد خدا این جمعه هم مهربان و بزرگه مثل همه روزهای هفته پس خدایا به امید تو

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

تعداد بازدیدکنندگان : 81384