گلشن غزل

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 25 تیر ماه سال 1387
امروز

اگه بدون عنوان بنویسم لوس میشه عنوان هم که نمیشه ۶۰۰ تا پیدا کرد کی بود نوشته بود وبلاگ پر محتوایی داری آدم خندش میگیره بس اینجا محتوی هست نمیفهمیم کجا نگاه کنیم دارم عکسام میارم روی دی وی دی که کام خلوط بشه ایشالله موفق بشم با کیفیت پایین که نمیشه عکس بگیری۲۰۰۰ تا عکس هم پیش بچه بزاری قهر میکنه در ضمن کریس دی برگ هم میگوشم خدا کنه به موسیقی اعتیاد پیدا نکنم دوباره که خط فکر م کاملا تعطیل میشه فقط تو جا مغزیم صدا دلنگ دلنگ میاد از خاله زنک بازی متنفرم از انتقام چشم به هم چشمی گله گزارون خدایا کی سطح فکر مردم انقدر میاد بالا که بخندن به آدم دو رو دروغ گو و بگن که چی ؟  از آدم فضول هم اصلا خوشم نمیاد که با زبون چرب از من ساده حرف بکشه بیرون این دیگه نا مردیه بابا من که حواسم جمع نیست یه جواب تمیز بدم همه چی میگم یارو حالش میبره .دیگه دیگه . همین بای

سه شنبه 18 تیر ماه سال 1387
عکس

 

 

 

دوشنبه 17 تیر ماه سال 1387
موسیقی

من از موزیک لذت میبرم گاهی بیشتر گاهی کمتر ولی نمیتونم گوش ندم از رضا صادفی حال میکنم . مخصوصا این کنسرتش که الان دارم گوش میدم . هومن کامران دوست دارم . کریس دی برگ هم بچه گیهام همه شو از بر بودم . هنوزم دوست دارم . یه زمانی جنیفر لوپز هم گوش میدادم . از ویگن مخصوصا با تو رفتم بی تو باز آمدم خوشم میاد  الویس پریسلی هم خیلی خوبه توتی فروتی  و you are always on my mind  دیگه کی و دوست دارم ؟ باب دیلان هم خوبه أهنگای خوب همه خواننده ها رم دوست دارم هاااااااان آصف یادم اومد همش خوبه

فقط از آرین متعجبم چطور جرات کردن کنار کریس دی برگ صدا بلند کنن تا اون موقع آدم نمیفهمید صداشون خیلی هم خوب نیست صدای کریس خیلی بردش بیشتر بود خوب دیگه بای

پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387

Teh sun is up I think about you

The coffee cup I think about you

You said you love me

or you were just being kind?

or I am losing my mind

 

 

 

چند وقت بود این ۴ تا جمله رو میخواستم بنویسم الاف شده بودم از شقایق ممنونم  بله گیگیلی جان چشم بچه ام بود ایشالله خوب میشه

اوضاع اینجا خیلی شلوغ شده بعضیا که قبلا نامزد شده بودن به فکر ازدواج افتادن حالا مثل این شده که چوب کردن تو لونه مورچه همه دارن دور خودشون میچرخن بعضیها هم که ۸۰ سال ۱۰۰ سال پیش به دنیا اومدن الان دیگه تصمیم به رهل اقامت گرفتن خدا رحمتشون کنه ما هم که خیلی وقت نیست به دنیا اومدیم حیرونیم که چه بکنیم .

دیگه میرم بای

یکشنبه 9 تیر ماه سال 1387
شب

چرا نمیشه انگلیسی بنویسم یکی به من بگه

یهو خودش انگلیسی میشه یهو میره من نمیدونم از کجا میشه انگلیسیش کرد . وقتی وبلاگم نگاه میکنم خوشم میاد چند وقت یه بار هم سر تا تهش میخونم تا وقتی بگذرونم خلاصه خدایا رضایت از خویش رو ازم نگیر  امروز هیچ کار خاصی نکردم رفتم خیابون رفتم خونه مامانم نه بابا خیلی کار ها کردم رفتم کلاس عربی بعد رفتم با مامان باز خیابون بعد ۸.۵ دوباره رفتم عینک طرف رو از عینک سازی بگیرم ایشالله که دوباره  چشمش با عینک چپ نباشه اگه نه باید روزی یه ساعت چشم راستش ببندم حالا هم دارم از خواب غش میکنم ولی مینویسم . آقا از خود راضی بودن خوب نیست . خودت رو بشکن قبل از اونکه کسی بشکنتت کو گوش شنوا . ؟  عیب خودت رو ببین تا با چکش تو سرت نخوردوندن . کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنند . حالا هی بگو گوش نمیدن که . بگذریم خوابم میاد میرم بخوابم شب به خیر همه خوابای خوب ببینین فردا هم خیلی کار دارم خدا بیکاری نیاره بای   

پنجشنبه 6 تیر ماه سال 1387
برگشتم

 

سلام من رفتم تهران  چشم بچه نشون دکتر دادم کمی گردش کردم برگشتم اینم شاهدش که چرا آپ نبودم خوبین خوشین سلامتین از همه اونایی که آمدن ممنونم رفتم عصر اسکان یه رست بیف خوردم با سالاد بعدشم قهوه و کیک شکلاتی نمیدونم چرا از گشنگی داشتم میمردم توی پایتخت انگاری یک جاروی برقی گذاشتن توی جیبتون پولها مثل برق تموم میشه ولی خوش میگذره .

این نقاشی رو دوستم روی چینی انجام داده اگه خودش اینترنت میومد خوشحال میشد ببینتش ایشالله بیاد

یه روز هم مهمان دوستم بودیم که باز هم خوش گذشت واااااااااااای که اگه من به مکه برم چقدر عکس اینجا میزارم از در و دیوار مکه عصری دو جا دعوتم که نمیشه برم با این ۲ تا بچه یکیش یه عروسیه یکیش هم یه مهمونی عادی الان این دومی آتیش پاره رفته توی دستشویی تمام دستمال رول رو کشیده بیرون همه جا رو  هم با مستراح شور مزین کرده

دیگه چی بگم ؟؟؟؟ چیزی یادم نمیاد . فعلا بای

 

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 31165