X
تبلیغات
رایتل
گلشن غزل
شنبه 7 آذر‌ماه سال 1383
غم


کی بود گفت همه غمگینن راست گفت من که از غم دارم میترکم کاوه جان گفتی شاد باش فعلا دوره من نیست که شاد باشم تا میام جای خود بگیرم یه بلای دیگه سرم میاد بدتر از قبلی البته تو خواب ببینین که اینجا بنویسمش احتمالا با خودم به گور میبرمش دیروز یه پست نوشتم راجع به اینکه احساس میکنم یه پنجره پر از ندانسته ها برام باز شده و من خوشحالم که زنده ام و میتونم همه ندانسته هام رو کشف کنم ولی اون دیروز بود که پست چاپ نشد امروز آرزوم بود که مرده بودم و این و نمیدیدم بازم نمیگم چی بود آرش جان ۳ شب هست که خواب ندارم ۶ ساعت خواب سبک و تمام روز بدو بدو الان یک مسکن ۲ تا کلردیاز و یک لیوان ختمی میل کردم ولی با چشمهای بسته به غمهام فکر میکردم به این که چقدر ابلهم ابله درسته خوب بگذریم دیگه کاری ندارم برید برام دعا کنید

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

تعداد بازدیدکنندگان : 81353