X
تبلیغات
رایتل
گلشن غزل
جمعه 13 آذر‌ماه سال 1383


با صدای بی صدا
مثل یه کوه بلند
مثل یه خواب کوتاه
یه زن بود یه زن
من بودم هی هی هی هی
یه زن بیچاره شدم نه فکر کنین غرور م رو از دست دادم نه
هنوز روی پاها مم چون من به این زودیها جاخالی نمیدم ولی این و بدونین
دیگه عشق و فکرو زندگیم و به پای هیچ کس نمیریزم هیچ وقت هیچ موقع
دیگه گول نمیخورم البته ممکنه ظاهرا به نظر بیاد که دوستش دارم ولی کور خونده
چند بار آ دم میتونه از بلندی آرزوها به زمین بخوره و باز بگه نه من باید عاشق زیست کنم اگه نه میمیرم اینجورام نیست من میتوانم زیست کنم و میکنم
وحالا میبینین که قویتر از همیشه بلند میشم حتی اگه قلبم ریش ریش شده باشه
میدونین چجوریه بی عشق آ دم حساسیتش کمتر میشه میتونه راحت راحت ادامه بده بدون اینکه هر لحظه مجبور باشه مراقب قلب لغزان شیشه ایش باشه که مبادا
از دست طرف بخوره زمین دفعه دیگه راجع به طرف مینویسم شایدم الان بنویسم
هان این بهتره اقلا خالی میشم خوب از کجا شروع کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/؟؟؟؟
خوب الان میگم اون چه جور آدمیه مهربان فداکار و سرگرم کننده خوب این ظاهر ماجراست البته
در باطن امممممممم بسیار شکاک بسیار بد دل بسیار خود پسند بدون هیچ قیدی برای خودش مطمئن از خویش عاشق خویش دلش میخواد تو همیشه باشی ولی ساکت و بی توقع خوب برای امروز بسه بای

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

تعداد بازدیدکنندگان : 81353